
لالالالالالايي لالالالالالايي لالايي لالايي لالايي
ببار اي نم نم باران
ببار اي نم نم باران
زمين خشک را تر کن
سرود زندگي سر کن
دلم تنگه دلم تنگه
سرود زندگي سر کن
دلم تنگه دلم تنگه
بخواب بخواب اي دختر نازم
به روي سينه بازم
که همچون سينه سازم
.
.
من عاشق زمستان ام
عاشق این که ببینمت در زمستان
آرام راه می روی که سر نخوری
گونه هایت از سرما سرخ شده است
سر خود را تا حد ممکن در یقه ات فرو کردی
دست هایت در جیبت به هم مچاله شده
معصومانه به زمین خیره ای
چه قدر دوست داشتنی شده ای
حرفم را پس میگیرم
من عاشق زمستان نیستم
عاشق تو ام....
______________________
ﻣﺤﺎﺳﺒﺎﺕ ﻭ ﻣﻌﺎﺩﻻﺕ ﺍﻻﻏﯽ!
ﻣﻌﺎﺩﻟﻪ ۱
ﺍﻧﺴﺎﻥ = ﺧﻮﺍﺏ + ﺧﻮﺭﺍﮎ + ﮐﺎﺭ + ﺗﻔﺮﯾﺢ
ﺍﻻﻍ = ﺧﻮﺍﺏ + ﺧﻮﺭﺍﮎ
ﭘﺲ ﺍﻧﺴﺎﻥ = ﺍﻻﻍ + ﮐﺎﺭ + ﺗﻔﺮﯾﺢ
ﻭﺑﻨﺎﺑﺮﯾﻦ ﺗﻔﺮﯾﺢ – ﺍﻧﺴﺎﻥ = ﺍﻻﻍ + ﮐﺎﺭ
ﺑﻌﺒﺎﺭﺕ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺗﻔﺮﯾﺢ ﻧﺪﺍﺭﺩ = ﺍﻻﻏﯽ ﮐﻪ ﻓﻘﻂ ﮐﺎﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ
ﻣﻌﺎﺩﻟﻪ ۲
ﻣﺮﺩ = ﺧﻮﺍﺏ + ﺧﻮﺭﺍﮎ + ﺩﺭﺁﻣﺪ
ﺍﻻﻍ = ﺧﻮﺍﺏ + ﺧﻮﺭﺍﮎ
ﭘﺲ ﻣﺮﺩ = ﺍﻻﻍ + ﺩﺭﺁﻣﺪ
ﻭ ﺑﻨﺎﺑﺮﯾﻦ
ﺩﺭﺁﻣﺪ – ﻣﺮﺩ = ﺍﻻﻍ
ﺑﻌﺒﺎﺭﺕ ﺩﯾﮕﺮ ﻣﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﺩﺭﺁﻣﺪ ﻧﺪﺍﺭﺩ = ﺍﻻﻍ
ﻣﻌﺎﺩﻟﻪ ۳
ﺯﻥ = ﺧﻮﺍﺏ + ﺧﻮﺭﺍﮎ + ﺧﺮﺝ ﭘﻮﻝ
ﺍﻻﻍ = ﺧﻮﺍﺏ + ﺧﻮﺭﺍﮎ
ﭘﺲ ﺯﻥ = ﺍﻻﻍ + ﺧﺮﺝ ﭘﻮﻝ
ﻭﺑﻨﺎﺑﺮﯾﻦ ﺧﺮﺝ ﭘﻮﻝ – ﺯﻥ = ﺍﻻﻍ
ﺑﻌﺒﺎﺭﺕ ﺩﯾﮕﺮ ﺯﻧﯽ ﮐﻪ ﭘﻮﻝ ﺧﺮﺝ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﺪ = ﺍﻻﻍ
ﻧﺘﯿﺠﻪ ﮔﯿﺮﯼ : ﺍﺯ ﻣﻌﺎﺩﻻﺕ ۲ﻭ۳ ﺩﺍﺭﯾﻢ :
ﻣﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﺩﺭﺁﻣﺪ ﻧﺪﺍﺭﺩ = ﺯﻧﯽ ﮐﻪ ﭘﻮﻝ ﺧﺮﺝ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ
ﭘﺲ : ﻓﺮﺽ ﻣﻨﻄﻘﯽ ۱ : ﻣﺮﺩﻫﺎ ﺩﺭﺁﻣﺪ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺗﺎ ﻧﮕﺬﺍﺭﻧﺪ ﺯﻧﻬﺎ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺑﻪ ﺍﻻﻍ ﺷﻮﻧﺪ ..
ﻭ ﻓﺮﺽ ﻣﻨﻄﻘﯽ ۲ : ﺯﻧﻬﺎ ﭘﻮﻝ ﺧﺮﺝ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﺗﺎ ﻧﮕﺬﺍﺭﻧﺪ ﻣﺮﺩﻫﺎ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺑﻪ ﺍﻻﻍ ﺷﻮﻧﺪ . ﺑﻨﺎﺑﺮﯾﻦ ﺩﺍﺭﯾﻢ
ﻣﺮﺩ + ﺯﻥ = ﺍﻻﻍ + ﺩﺭﺁﻣﺪ + ﺍﻻﻍ + ﺧﺮﺝ ﭘﻮﻝ
ﻭ ﺍﺯﻓﺮﺿﻬﺎﯼ۱ﻭ۲ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﻣﻨﻄﻘﯽ ﻣﯿﮕﯿﺮﯾﻢ ﮐﻪ
ﻣﺮﺩ + ﺯﻥ = ﺩﻭ ﺗﺎ ﺍﻻﻍ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺧﻮﺑﯽ ﻭ ﺧﻮﺷﯽ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﻨد
______________________________
یکی از فانتزیام اینه:
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ی لامبورگینی بخرم پشتش بنویسم .. "عاقبت فرار از مدرسه" .. گند بزنم تو سیستم عاموضش پرورش
شب سردي است و من افسرده
راه دوري است و پايي خسته
تيرگي هست و چراغي مرده
ميکنم تنها از جاده عبور
دور ماندند ز من آدمها
سايهاي از سر ديوار گذشت
غمي افزود مرا بر غمها
فکر تاريکي و اين ويراني
بيخبر آمد تا به دل من
قصهها ساز کند پنهاني
نيست رنگي که بگويد با من
اندکي صبر سحر نزديک است
هر دم اين بانگ برآرم از دل
واي اين شب چه قدر تاريک است
خندهاي کو که به دل انگيزم؟
قطرهاي کو که به دريا ريزم؟
صخرهاي کو که بدان آويزم؟
مثل اين است که شب نمناک است
ديگران را هم غم هست به دل
غم من ليک غمي غمناک است
وصيت نامه گاندی:
.
.
.
.
.
.
चपटे अकत प चक चेअच प चेअ यपचप चपचा भीडग डी औ भ ठेआत झ ख़चेअढ हनी ऐगचेअ प चक चेअच प चेअ यपचप चपचा भीडग
من که خيلي تحت تأثير قرار گرفتم
____________________________________________
کاربرد مرگ در زبان گیلکی:
بوشو بیمیر = برو گمشو !
مـیــرَم تــِـره = عاشقتم !
تـــِــره بیمیرم = خیلی دلم برات میسوزه !
.
.
.
برادر....
شخصی به نام پل یک دستگاه اتومبیل سواری به عنوان عیدی از برادرش دریافت کرده بود" شب عید هنگامی که پل از اداره اش بیرون امد متوجه پسر بچه شیطانی شد که دور و بر ماشین نو و براقش قدم میزند و ان راتحسین می کرد"پل نزدیک ماشین که رسید پسر پرسید:این ماشین مال شماست" اقا؟ پل سرش را به علامت تائید تکان داد و گفت: برادرم به عنوان عیدی به من داده است.پسر متعجب شد وگفت:منظورتان این است که برادرتان این ماشین را همین جوری "بدون اینکه دیناری بابت ان پرداخت کنید"به شما داده است؟ اخ جون " ای کاش...؟
...
بعضي ها مثل دستگاه سي تي اسکن ميمونن
فقط تو وجود آدما دنبال عيب ميگردن...
______________________________________________
اي کاش زمان به عقب بر ميگشت
.
.
اونـــوخت تو اولين ديدارمون به جاي لبخـــند
.
.
جفت پا ميرفتم تو صورتت!!!
_______________________________________________
اعتماد به نفس بعضي ها رو خلال دندون اگر داشت الان تَـنـه ى درخت بود...!
_______________________________________________
آيا مي دانيد که : قلقلک دادن فرد مبتلا به اسهال مانند شوخي با اسلحه در حالت رگبار است??????
_____________________________________________
آخرين نسخه غلط نامه فارسي به
انگليسي براي يادگيري زبان
Free fall:
فال مجاني
Longtime
در حمام ، زمان پيچيدن لونگ
را گويند
Long time no see
دارم لونگ ميپيچم ،
نگاه نکن
- کاش يکي بود که توي کوچه ها داد مي زد:
خاطره خشکيه، خاطره خشکيه
اونوقت همه خاطراتتو،همونايي که ارزش گرفتن دمپاييِ پاره هم ندارن مي ريختم تو کيسه و مي دادم بهش و مي رفت ردِ کارش
_____________________________________________________
- اونقدري که من بالش زير سرمو تا صبح مي چرخونم، اگه به جاش توربين بود مي تونستم برق کل روستاها رو تامين کنم!
_____________________________________________________
- همه نيمه گمشده و مکمل شونو پيدا کردن ،ما هنوزمتمم مون روهم نديديم!
به 30 درجه هم راضي شديم ديگه! نبود؟ يه 10 درجه ... !؟
_____________________________________________________
- تنها موجودي که با نشستن به موفقيت مي رسد مرغ است.
_____________________________________________________
- پسرا هجده ماه ميرن خدمت، اندازه 18 سال خاطره تعريف مي کنن! لامصبا همشونم قهرمان پادگان بودن.
_____________________________________________________
- ولي خداييش بياييم ظاهربين نباشيم. بعضيا ممکنه در ظاهر بي شعور به نظر بيان اما وقتي باشون مي گرديم و بيشتر مي شناسيمشون مي بينيم که باطنن هم بي شعورن!
_____________________________________________________
- ترسناکترين لحظه دنيا لحظه اي که سوار يه تاکسي خالي مي شيد و راننده ديگه مسافري سوار نمي کنه. حتي مسافرايي که هم مسير شما هستن!
____________________________________
يك داماد شب عروسى وقت نكرد شورت بخرد پس با عجله با كيسه برنج شرت درست كرد وقتي شلوارش را دراورد عروس غش كرد وقتى به هوش امد ازش پرسيدند چي شده گفت روي شرت داماد نوشته بود دم سياي استخواني وزن خالص25 كيلو گرم___________________________________
دختره ميره كرس.ت بخره، ميگه: آقا لطفاٌ يك كرس.ت نمره چهار بدين. يارو براش مياره، دختره ميره اتاق پرو امتحانش ميكنه، برميگرده ميگه: اين يكم بزرگه، اگه ميشه يك نمره سه شو بدين. باز دوباره (بعد از پرُو) برميگرده ميگه: اينم يك كمي بزرگه، اگه ميشه يك سايز كوچيكترشو بدين. خلاصه خيلي نميگذره كه به اين نتيجه ميرسه كه سايز دو هم كمي بزرگه و سايز يك رو امتحان ميكنه. بعد يك مدت مياد، ميگه: ببخشيد، اين هم يخورده بزرگه، كوچيكترشو ندارين؟ فروشندهه ميگه: دخترم اون جوشه، برو بتركونش
____________________________________
____________________________________
بابا لامپ خوراكيه ؟ بابا : نه بچه : پس چرا مامان ميگه ، لامپو خاموش كن تا بخورمش
____________________________________
معادل پارسی برای ناسزاها:به جای واژه ناسزاوار ....(ک-ون لقت ) از عبارت مودبانه "نشیمنگاهت متزلزل باد" استفاده کنیم پارسی را پاس بداریم
____________________________________
لره 15 سال بچه دار نمیشه به زنش میگه: بیا این دفه از جلو امتحان کنیم!
____________________________________
لره برادرش میمیره، زننشو میگیره. شب عروسی زنه خیلی جیغ و فریاد میزنه!!
زنه (ترکه) به شوهرش میگه: من میخوام پنج دقیقه برم خونه همسایه. تو هر نیم ساعت یه سری به غذا بزن.
____________________________________________کاش مغز داشتم و مرگ مغزی میشدم و قلبم را به تو اهداء میکردم..(اس ام اس عاشقانه ی ترکه!)
____________________________________________
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
پشتکار رو از اون ساعتِ زنگداری یاد بگیر که تادهنتو سرویس نکنه، صداش قطع نمیشه
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
وقتي مو توي غذا باشه ، فرقي نميكنه مژه ي دلبر باشه ، يا سيبيل اكبر
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
حکیمی فرزند را فرمود : جان فرزند نه آنگونه بر زنان هیزی کن که ایشان را آبستن نمایی و نه آنگونه سر در زیر دار که گمان کنند چیزی در تنبان نداری
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
در دنیایی که همه یا گوسفندند یا گرگ
ترجیح میدهم چوپان باشم
همدیگر را بدرید
من نی میزنم
♪ ♪♪ ♫
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
این روزها حالم از همه چیز و همه کس به هم می خورد. زیادی عوق می زنم. احتمالا حامله شده ام! این روزگار لعنتی بالاخره کار خودش را کرد
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
زندگی به تعداد لحظاتی که توش نفس می کشی نیست!
به تعداد لحظاتیه که توش نفست بند میاد!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
چند ﺳﺎﻝ ﺑﻌﺪ بابا بزگاﺑﻪ ﻧﻮﻩﻫﺎ:
ﺁﺭﻩ ﻧــــــــﻮﮤ ﮔـــﻠﻢ
ﺍﻭﻥ ﻣﻮﻗﻊﻫﺎ ﺗﻮ ﺧﯿﺎﺑﻮﻧﺎ ﻣﺮﺩ ﻭ ﺯﻥ ﻗﺎﻃﯽ ﺑﻮﺩ!..!!!
.
.
.
*ﺩﺭ ﺍﺩﺍﻣﮥ ﺗﻔﮑﯿﮏ ﺟﻨـــ ــــﺴـــ ـﯿﺘﯽ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩها*
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
این اشتباه من بود که کار های تو رو با یه "ش" اضافه می خوندم
تو به قلبم "عق " زدی و من اونو "عشق" می دیدم
تو برای دلم "ور" زدی و من اونو "شور" زدن دلت می دیدم
تو اراجیفت رو "عر" می زدی و من همه اونها رو"شعر" می دیدم.
تو ارزش یه "اه" رو هم نداشتی اما من تورو "شاه" می دیدم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
حدیث جدید درباره تابستان.
.
.
.
.
ﺑﻬﺸﺖ ﺯﯾﺮ ﭘﺎﯼ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﺗﺎﮐﺴﯿﻬﺎﯾﯽ ﺳﺖ ﮐﻪ ﮐﻮﻟﺮ ﻣﺎﺷﯿﻨﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺭﻭﺷﻦ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ..
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
زندگیِ مجردی یعنی با دیدنِ تختِ دو نفره صرفاً به جایِ بیشتر واسه لنگت فکر کنی
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
نمی خواهم بعد از مرگم ؛ به احترامم یک دقیقه سکوت کنی ، اکنون که زبانت نیش دارد دهنت را ببند ...
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر میفته دنباله دختره به دختره میگه دوست دارم.
دختره میگه نیا دنبالم اسیر میشی ها
غضنفر
میگه انقدر میام دنبالت تا شهید بشم!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
میدونی کـــوکــو سبزی به انگلیسی چی میشه؟؟
.
.
.
.
.
.
where is where is Vegetable
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
مردی تو یك فروشگاه بزرگ به یه دختر زیبا میرسه و میگه: خانم, من زنمو اینجا گم كردم ناراحت نمی شید اگه کمی با شما صحبت كنم؟ دختر:چرا!؟؟ !! مرد:چون هر بار كه با یه زن خوشگل صحبت می
كنم زنم یهو پیداش می شه!!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دوستم پاش تو گچ یارو میگه شکسته میگم پـَـَـــ نــه پـَـَـــ پاشو گچ کرده که از شهرداری عوارض نوسازی بگیره
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
از دستشویی شرکت اومدم بیرون منشیه یه نگاهی میکنه و با پوزخند میگه دستشویی بودین ؟ پ نه پ بک تو بک آفتابه ام طفلی مرخصیه رفتم جاش واستادم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
به دوستم میگم ببین تن ماهی تاریخ انقضاش کیه؟ میگه یعنی تاریخ خراب شدنش؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ تاریخ عروسی ننه بابای ماهی اس میخوام واسشون جشن سالگرد بگیرم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
رفتم فروشگاه میگم سیخ داری؟
میگه برا کباب؟
پ ن پ برا خاروندن دیافراگمم از تو دهنم می خوام
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
تو آشپزخونه استکان و قندون از دستم افتاد شکست با صدای خفن.مامان اومده میگه چیزی شکوندی؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ شیشه ی نازک تنهایی دلم بود منتها صداش رو گذاشتم رو اکو حال کنین
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
کارت سوخت ماشینو برداشتم دارم میرم بابام میگه میری بنزین بزنی؟؟؟ . . .پـَـَـ نــه پـَـَــ میرم آب هویچ بریزم تو باکش نور چراغاش زیاد شه
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
مرغ عشقم مرده و درحالي كه پاهاش روبه بالاس افتاده كف قفس. دوستم اومده مي گه : اِ مرغ عشقت مرد؟ بهـــش گفتم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ كمر درد داشته دكتر گفته بايد طاق باز دراز بكشه كف قفس
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
تو بهشت زهرا دنبال قبر یکی می گشتیم. یه ادم خوشحال اومده داره با ما رو سنگ قبرا رو می خونه. بعد میگه دنبال قبر کسی می گردین؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ دستیار عزرائیلم اومدم ببینم کسی زود تر از موقع نمرده باشه
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
ساعت ١١ اومدم خونه مامانم ميگه الان اومدي؟ ميگم په نه! ٢ساعت پيش اومدم الان تكرارش داره پخش ميكنه
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
زنگِ خونه رو میزنم مامانم میپرسه میخای بیایی تو ؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام ببینم اف ف سالمه یا نه
خدا شيطان رو فرستاد تا نزاره يه آب خوش از گلوشون پايين نره
در ادامه مطلب:
مردی کنار بیراهه ای ایستاده بود.
ابلیس را دید که با انواع طنابها به دوش درگذر است.
کنجکاو شد و پرسید: ای ابلیس ، این طنابها برای چیست؟
جواب داد: برای اسارت آدمیزاد.
طنابهای نازک برای افراد ضعیف النفس و سست ایمان ،
طناب های کلفت هم برای آنانی که دیر وسوسه می شوند.
سپس از کیسه ای طناب های پاره شده را بیرون ریخت و گفت:
اینها را هم انسان های باایمان که راضی به رضای خدایند و اعتماد به نفس داشتند، پاره کرده اند و اسارت را نپذیرفتند.
مرد گفت طناب من کدام است ؟
ابلیس گفت : اگر کمکم کنی که این ریسمان های پاره را گره زنم،
خطای تو را به حساب دیگران می گذارم ...
مرد قبول کرد .
ابلیس خنده کنان گفت :
عجب ، با این ریسمان های پاره هم می شود انسان هایی چون تو را به بندگی گرفت...!
پس برای اینكه حیوان بیچاره زیاد زجر نكشد، كشاورز و مردم روستا تصمیم گرفتند
چاه را با خاك پر كنند تا الاغ زودتر بمیرد و مرگ تدریجی او باعث عذابش نشود.
مردم با سطل روی سر الاغ خاك می ریختند اما الاغ هر بار خاك های روی بدنش را می
تكاند و زیر پایش می ریخت و وقتی خاك زیر پایش بالا می آمد، سعی می كرد روی خاك
ها بایستد.
روستایی ها همینطور به زنده به گور كردن الاغ بیچاره ادامه دادند و الاغ هم
همینطور به بالا آمدن ادامه داد تا اینكه به لبه چاه رسید و در حیرت کشاورز و
روستائیان از چاه بیرون آمد ...
*نتیجه اخلاقی** **: مشكلات، مانند تلی از خاك بر سر ما می ریزند و ما همواره
دو انتخاب داریم: اول اینكه اجازه بدهیم مشكلات ما را زنده به گور كنند*
*و دوم اینكه از مشكلات سكویی بسازیم برای صعود!*
*وثابت کنیم گه از یک الاغ کمتر نیستیم*
بعد از ازدواج
از پایین به بالا بخون
شکسپیر: اگر کسی را دوست داری رهایش کن سوی تو برگشت از آن توست و اگر برنگشت از اول برای تو نبوده.
ویکتور هوگو: کسی رو که دوستش داری هر چند وقت یه بار بهش یادآوری کن که او را دوست داری!!!!!!!!!!!
دانشجوی زیست شناسی : اگر کسی را دوست داری ، به حال خود رهایش کن ... او تکامل خواهد یافت.
دانشجوی آمار: اگر کسی را دوست داری ، به حال خود رهایش کن ... اگر دوستت داشته باشد، احتمال برگشتنش زیاد است و اگر نه احتمال ایجاد یک رابطه مجدد غیر ممکن است.
دانشجوی فیزیک: اگر کسی را دوست داری ، به حال خود رهایش کن ...اگر برگشت ، به خاطر قانون جاذبه است و اگر نه یا اصطکاک بیشتر از انرژی بوده و یا زاویه برخورد میان دو شیء با زاویه صحیح هماهنگ نبوده است.
دانشجوی حسابداری: اگر کسی را دوست داری ، به حال خود رهایش کن ... اگر برگشت ، رسید انبار صادر کن و اگر نه ، برایش اعلامیه بدهکار بفرست.
دانشجوی ریاضی: اگر کسی را دوست داری، به حال خود رهایش کن ... اگر برگشت ، طبق قانون 2=1+1 عمل کرده و اگر نه در عدد صفر ضربش کن.
دانشجوی کامپیوتر: اگر کسی را دوست داری، به حال خود رهایش کن ... اگر برگشت ، از دستور کپی - پیست استفاده کن و اگر نه بهتر است که Deleteاش کنی
دانشجوی خوشبین: اگر کسی را دوست داری، به حال خود رهایش کن... نگران نباش بر می گردد.
دانشجوی عجول: اگر کسی را دوست داری، به حال خود رهایش کن .... اگر در مدت زمانی معین برنگشت فراموشش کن.
دانشجوی شکاک: اگر کسی را دوست داری، به حال خود رهایش کن ....اگر برگشت، از او بپرس " چرا "؟
دانشجوی صبور: اگر کسی را دوست داری، به حال خود رهایش کن ....اگر برنگشت، منتظرش بمان تا برگردد.
دانشجوی رشته صنایع: اگر کسی را دوست داری، به حال خود رهایش کن ...اگر برگشت ، باز هم به حال خود رهایش کن این کار را مرتب تکرار کن
با پول می شود
خانه خرید ولی آشیانه نه،
رختخواب خرید ولی خواب نه،
ساعت خرید ولی زمان نه،
می توان مقام خرید ولی احترام نه،
می توان کتاب خرید ولی دانش نه،
دارو خرید ولی سلامتی نه،
خانه خرید ولی زندگی نه و بالاخره ،
می توان قلب خرید، ولی عشق را نه.
آموخته ام که… تنها کسی که مرا در زندگی شاد می کند کسی است که به من می گوید: تو مرا شاد کردی
آموخته ام … که مهربان بودن، بسیار مهم تر از درست بودن است
آموخته ام … که هرگز نباید به هدیه ای از طرف کودکی، نه گفت
آموخته ام … که همیشه برای کسی که به هیچ عنوان قادر به کمک کردنش نیستم دعا کنم
آموخته ام … که مهم نیست که زندگی تا چه حد از شما جدی بودن را انتظار دارد، همه ما احتیاج به دوستی داریم که لحظه ای با وی به دور از جدی بودن باشیم
آموخته ام … که گاهی تمام چیزهایی که یک نفر می خواهد، فقط دستی است برای گرفتن دست او، و قلبی است برای فهمیدن وی
آموخته ام … که راه رفتن کنار پدرم در یک شب تابستانی در کودکی، شگفت انگیزترین چیز در بزرگسالی است
آموخته ام … که زندگی مثل یک دستمال لوله ای است، هر چه به انتهایش نزدیکتر می شویم سریعتر حرکت می کند
آموخته ام … که پول شخصیت نمی خرد
آموخته ام … که تنها اتفاقات کوچک روزانه است که زندگی را تماشایی می کند
آموخته ام … که خداوند همه چیز را در یک روز نیافرید. پس چه چیز باعث شد که من بیندیشم می توانم همه چیز را در یک روز به دست بیاورم
آموخته ام … که چشم پوشی از حقایق، آنها را تغییر نمی دهد
آموخته ام … که این عشق است که زخمها را شفا می دهد نه زمان
آموخته ام … که وقتی با کسی روبرو می شویم انتظار لبخندی جدی از سوی ما را دارد
آموخته ام … که هیچ کس در نظر ما کامل نیست تا زمانی که عاشق بشویم
آموخته ام … که زندگی دشوار است، اما من از او سخت ترم
آموخته ام … که فرصتها هیچ گاه از بین نمی روند، بلکه شخص دیگری فرصت از دست داده ما را تصاحب خواهد کرد
آموخته ام … که لبخند ارزانترین راهی است که می شود با آن، نگاه را وسعت داد