وقتی سر جلسه امتحان کم میاری:
تو احمقترین و بی سوادترین
خودکاری هستی که تو عمرم دیدم
خانوم فنتش باد میداد
تو بازی عشق گوزپیچ شدم
گنج تو خرابست
عمرا نفهمیدی چی گفتم
سوتین های جادویی پشت ویترین
دخترک را مسحور کرده بودند
چشمانم پر از تو
لبانم لبریز از تو
آغوشم آغشته به تو
دستانم آلوده به تنت
اما دوباره ذهنم تهیست
تهی
تهی از هرچه توست
کف بین بیچاره
تو کف خطوط مبهم زندگیم مانده بود
قبطه می خورم به حال کودکی که
دنیایش
با قلقلکی ساده پر از خنده می شود
آهای با تو هستم.
صدایم را می شنوی؟؟!
آهای آنهایی که به او نزدیکترید ...
آهای انفاس مهربان ...
آهای ارواح آسمان ...
به خدا بگویید: دنیا را نگه دارد، می خواهم پیاده شوم
طرح از نازنین
نمکدانهای روی میز
مثل آدمهای دورمیز
ترجیح داده بودند مغرور بمانند تا عاشق
نمکدان تنها
مثل آدم تنها
فراموش کرده بود نوازش دستانت را

نمکدان
...
تنش یخ زده بود

۱/دی/...
تولدت مبارک