پیر شدم
یه جوون خوش فکر می خوام واسه اینجا
توی رستاخیز ابرهای خاکستری
آسمان چشمانم بارانی می شود
یاد آرزوهای نجیبم میافتم که
یکی یکی فاحشه های خیابانی شدند
این شرایط رو مجسم کن
۱- نه وقت داری نه سوخت کافی
۲- نزدیکترین راه یه خیابون یکطرفه یا عبور ممنوعه با یه پلیس زبل
۳- راه درست اونقدر دوره که احتمالا بنزین تموم کنی یا به موقع نرسی
حالا تو باشی چیکار میکنی؟
الف) ریسک میکنی و خلاف میری
ب) تلاشت رو می کنی و از راه درستش میری
ج) کلا بی خیال می شی
د) با همسایه ها جمع می شین دور هم آواز بیا بریم دشت، کدوم دشت رو می خونین
پ.ن: حتما درک می کنی که جواب این سوال چقدر برام حیاتیه
یا حسین
اگر شیطان می دانست که از نسل آدمیان چون تویی زاده می شود
سر از سجده ی ابوالبشر بر نمی داشت