هی من..!
خدام رو کجا انداختیش

و شما را
به ایربگ هایی از جنس سحابی آسمان
مزین فرمودیم
زاغارت
در تلاشی بی وقفه برای استبرا
به استمنا رسیدم
يا
نگاهم را محرم تنت بدان.
خورشید خانوم!
سالها، گند زدی به شبام
یه امشب رو بی خیال شو لطفا.
حوا سیب رو خورد و از بهشت اخراج شد
آدم بین خدا و حوا، حوا رو انتخاب كرد و با اون از بهشت زد بيرون
خدا شيطان رو فرستاد تا نزاره يه آب خوش از گلوشون پايين نره
آدم یکی بود
حوا یکی بود
خدا یکی
آدم زیاد شد
حوا زیاد شد
خدا فراموش